الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
49
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
با آنان سفارش نما » ؛ ( ثُمَّ اسْتَوْصِ « 1 » بِالتُّجَّارِ وَذَوِي الصِّنَاعَاتِ ، وَأَوْصِ بِهِمْ خَيْراً ) . براين پايه زمامدار ، نخست بايد خودش نسبت به اين گروه اجتماعىِ فعال ، حساس باشد و سپس اهمّيّت آنها را به ديگران گوشزد نمايد . اين احتمال نيز در جملهء « استوص » هست كه هر گاه ديگران نسبت به اين گروه سفارشهاى مثبتى كنند ، سفارش آنان را بپذير و جامهء عمل به آن بپوشان . آنگاه امام به گروههاى مختلف تجار و صاحبان صنايع اشاره كرده مىفرمايد : « ( در اين توصيه ) بين بازرگانانى كه در مراكز تجارى اقامت دارند و يا آنها كه سيار و در گردشاند و نيز صنعتگران و كارگرانى كه با نيروى جسمانى خود به كار مىپردازند ، تفاوت مگذار » ؛ ( الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَالْمُضْطَرِبِ « 2 » بِمَالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ « 3 » بِبَدَنِهِ ) . روشن است كه تجار دو گروهاند ؛ گروهى مركز ثابت دارند و عدهاى دائماً اموال تجارتى را از نقطهاى به نقطهء ديگر و از آن نقطه به نقطهء ثالثى مىبرند و مواد مورد نياز مردم را به آنها مىرسانند . سرمايهء اصلى صنعتگران نيروى بدنى آنهاست كه با آن براى رفع نيازهاى مردم تلاش و كوشش مىكنند . سپس امام عليه السلام به فلسفهء تجارت و آثار مثبت آن - در برابر كسانى كه تجار را سربار جامعه مىدانند - پرداخته مىفرمايد : « زيرا آنها منابع اصلى منفعت ( مردم ) و اسباب آسايش ( جامعه ) هستند و مال التجارههاى مفيد را از سرزمينهاى بعيد و دور دست ، از صحرا و دريا و سرزمينهاى هموار و ناهموارِ محل حكومت تو و از مناطقى كه عموم مردم با آن سر و كارى ندارند و ( حتى ) جرأت رفتن به آن
--> ( 1 ) . « استوص » از ريشهء « وصيت » به معناى پذيرش وصيت آمده است و به تعبير ديگر خويشتن را سفارش به چيزى كردن در مقابل « أوص » كه به معناى سفارش به ديگران است ( 2 ) . « المضطرب » در اينجا به معناى تاجر سيار است كه از نقطهاى به نقطهء ديگر براى فروش اموال خودمسافرت مىكند . از ريشهء « ضرب فى الارض » كه يكى از معانى آن سير كردن در زمين است گرفته شده ( 3 ) . « المترفق ببدنه » در اينجا به معناى كارگر و كسانى است كه با نيروى جسمانى خود به توليد مشغولند . از ريشهء « رفق » بر وزن « وفق » به معناى مدارا و همراهى كردن گرفته شده است